شطحيات عموقاسم




2
مانده ام
که کسی بیاید
و شعرهای مرا
به خودش تقدیم کند
بی انتظار نگاهی
بی انتظار آغوشی...

پی نوشت: بابا عمو! تو دیگه کی بودی ردییییییف!



2
با همتونم کنه‌ها! خیلی کیف داره بیاین بخونین و رد شین برین پی کارتون؟؟؟؟؟؟ با تو هم هستم محمد کنه! حمید و و حید کنه! و سایر بر و بچز... عجب دوره ای شده این دوره! ببینم شما به حال من غبطه نمی خورین که من هنوز ایرانم و شما همتون آواره شدین؟؟؟؟



2
زندگی اکثر ماها برای خودمون نیست بلکه برای دیگرانه. همیشه اونی رو که دیگران می پسندند می خوايم بشیم و اونی رو که اونا فک می کنن درسته سعی میکنیم انجام بدیم. اگه مسافر بودن بد باشه ترجیح میدیم که بونیم و پاهامونو مثل میخ فرو کنیم تو هر جایی که هستیم ولو اینکه بوی باتلاق بگیره سراپای هیکلمونو و اگر موندن ناشکیل باشه میریم ولو اینکه به باتلاق ختم بشه. هممون همینیم.

خور و خواب و خشم و شهوت... همش شهوته... نه خور هست نه خواب هست نه خشم هست و نه هیچ ولع دیگه... همش شهوته: شهوت خوردن، شهوت خوابیدن، شهوت عصبانی شدن، شهوت موندن، شهوت رفتن، شهوت خونه بدوش شدن، شهوت انگشت نما بودن، شهوت آمريکا... وای اگه یه روزی بفهمين که همه ی اونایی که باید ما رو ببینن جمع شدن توی امریکا چه حس انزجاری دست میده به شهوتمون!

وای!!! نکنه شهوتم غلیان [قلیان!!!] کنه؟!



2
هر روز داري به روز قبلت نگاه ميكني و روز بعدت رو درست ميكني و روزي كه در اون هستي رو زندگي ميكني... بي اينكه بدوني فردا قراره چيكار كني... خاطراتچهزيبا هستند ونماز قضا خوندن چه زجزآور...

گلچين رسید و ...

2
داشتم برای يکی از بچه‌ها (حميد رو ميگم) پيغام می‌گذاشتم که اين شعر رو براش نوشتم از مرحوم منزوی عزيز. دلم نيومد اينجا رو هم با طراوتش نکنم به ياد منزوی عزيز.

لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد
عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد

می شد بدانم اینکه خط سرنوشت من
از دفتر کدام شب بسته وام شد؟

اول دلم فراق تو را سرسری گرفت
وان زخم کوچک دلم آخر جذام شد

گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت
دیگر تمام شد گل سرخم تمام شد

شعر من از قبیله خون است خون من
فواره از دلم زد و آمد کلام شد

ما خون تازه در رگ عشقیم و عشق را
شعر من و شکوه تو رمزالدوام شد

بعد از تو باز عاشقی و باز . . . آه نه
این داستان بنام تو اینجا تمام شد

چشم بگردونيم ببینیم کی گلچين ما میاد تا گل سرخمون رو بچینه... ای امان امان امان...



2
حميد می‌گفت: "خداحافظی من از صحن دانشگاه صحنه ای خواهد بود مشابه خداحافظی زیدان از دنیای فوتبال..." و من هميشه میدونستم که شايد بايد موندنی بشم... حتی اون لحظه‌ای که منو تو سفارت آمريکا برای مصاحبه پيج کردن...

عمو قاطی مرغا شده يا مرغا قاطی عمو؟

2
مدتیه که يه اتفاقاتی افتاده، هرچند عادی ولی برای بعضيا خيلی غير عاديه. خدا وکيلی ما که انتظار داشتيم همينجوری بشه نه جور ديگه. ميگن عمو قاطی مرغا شده، ولی راستشو بخوای عمو اينجوری فک نميکنه. واقعيتش اينه که يه مرغی از جمع اينهمه مرغ توی اين عالم به اين بزرگی، کنده شد و قصد حرکت به سوی عمو کرد و چند وقتی هم هستش که قاطی عمو شده.چه فازی میده اين قاطی شدن! بايد باشی و بچشی. خلاصه اين مرغک ما، مرغ که چه عرض کنم يه کبوتر ناز و کوچولو هستش که اونقدر با عمو قاطی شده که ديگه مرغی نمونده براش. هر چی هست اين دوتا هستن که دارن با هم و دور از هم می بالن و می بالن و می بالن و ... ولی یواش یواش.

H   O   M   E

پنجره عمو